سبحان و شیطنت ؟؟؟!!!
سلام پیشی ملوسم هر روز که میگذره من بیشتر از پیش عاشقت میشم مخصوصا الان که حسابی کنجکاوی و کلی کارا میکنی که بعضی اوقات از عصبانیت دیوونه ام میکنی اما تمام اینها فقط و فقط با یه لبخندت برطرف میشه خلاصه گل نازم دیروز واسه اولین بار بهت گوجه سبز دادم طبق معمول همشو کردی تو دهنت و بعد هم در آوردی و یه نگاه بهش کردی و فکر کردی توپه و قلش دادی رو زمین . الان که اینها رو می نویسم تو خونه چهار دست و پا راه میری و همه جا سرک میکشی و یاد گرفتی خم میشی و از لای پات ما رو نگاه میکنی و دالی میکنی و میگی ( ده ) امشب به اتفاق شما و بابایی رفتیم پارک و بعد از کلی بازی ، پفک و چیپس خریدیم و رفتیم بالای کوه و نشستیم به خوردن و من و بابایی حرف...
نویسنده :
مامان سمیرا
1:01




